نم نم بارون
 
 
یک شنبه 28 ارديبهشت 1398برچسب:, :: 23:34 ::  نويسنده : نعیمه

خـوشبختی همون لحظه ایست که احساس می کنی خدا کنارت

نشسته و تو به احترامش از گناه فاصله می گیری ..



چهار شنبه 7 فروردين 1398برچسب:, :: 12:24 ::  نويسنده : نعیمه

امير المؤمنين علیه السلام: خانه‏اى كه قرآن در آن خوانده شود و خدا در آن ياد گردد بركتش افزون مى‏شود و فرشتگان در آن حضور مى‏يابند و شياطين از آن دور مى‏شوند و برای اهل آسمان مى‏درخشند همان گونه كه ستارگان بر ساكنان زمين می درخشند.

دوستان خوبم سلام سال نو مبارک امیدوارم سال جدید سالی توام با موفقیت و سلامتی برای همه شما عزیزان باشد

امروز میخواهم یک گروه خیلی خوب را به شما معرفی کنم و از شما دعوت کنم در صورت تمایل به این گروه ملحق شوید 

 

حضرت محمد (ص): قرآن برای بشر راهنمائی است از گمراهی و نشان دهنده است از نابینایی و موجب گذشت از لغزش است ، نوری است رهاننده از تاریکی و روشن کننده حوادث و بدعتها است و نگاهدارنده از هلاکت و ارشاد کننده در گمراهی و سرگردانی است و بیان کننده فتنه ها است و رساننده انسان از دنیا به سوی سعادت آخرت است و کمال دین شما در آنست و هیچکس از قرآن رو گردان نشد مگر اینکه به سوی دوزخ رفت. (اصول کافی جلد 4)

توضیح : گروه ختم قرآنی «نور» به منظور ترویج فرهنگ قرآن خوانی و ختم دسته جمعی قرآن کریم در منزل ؛ از مورخ01/11/1389 شروع به عضویابی نمود و تا به اکنون 340 عضو فعال دارد که این اعضاء ماهانه 630 جزء قرآن کریم را از طریق پیامک دریافت و تلاوت می نمایند که معادل 22 مرتبه ختم کامل قرآن کریم می باشد.

نحوه ی عضویت در گروه : هر یک از علاقه مندان به تلاوت قرآن کریم در منزل جهت عضویت می توانند ، تعداد جزءهایی (نامحدود) را که می توانند در یک ماه شمسی تلاوت نمایند را توسط تلفن همراه خود با مشخصات (نام و نام خانوادگی) به شماره 09127801124 پیامک نمایند.

تذکرات مهم : 1. تعیین جزءهای هر ماه بصورت رندمی توسط نرم افزار انجام می گیرد و در اوایل هر ماه شمسی بوسیله پیامک به اعضاء اطلاع داده می شود. 2. جزءهای ارسالی در هر ماه برای هر یک از اعضاء در نرم افزار ثبت و بایگانی می گردد. 3. هر یک از اعضاء در هر ماه با همکاری دیگر اعضاء گروه قرآنی نور و پس از مدت زمانی به تنهایی یک مرتبه قرآن کریم را بطور کامل ختم می نماید.

 

لطفاً مُبلّغ قرآن باشید ؛ با عضویت دوستانتان ، در ثواب تلاوت قرآن هر یک از آنان شریک باشید.

لازم به ذکر است این کار به نیت سلامتی و ظهور امام زمان و برآورده شدن حاجات اعضای گروه انجام میشود

یا حق

 

 



پنج شنبه 12 شهريور 1394برچسب:, :: 11:16 ::  نويسنده : نعیمه

واسه هممون اتفاق میفته ...

وسط های لیست تقریبا بلند و بالایم نوشته بودم : یک و نیم کیلو سبزی خوردن ...
همسرم آمد زود خریدها را گذاشت خانه و رفت که به کارش برسد
وسایل را که باز میکردم سبزی ها را دیدم ...
یک و نیم کیلو نبود !
از این بسته های آماده سوپری بود که مهمانی من را جواب نمی داد . حسابی جا خوردم !
سلفون رویش را که باز کردم سبزی ها پلاسیده بود
در بهت و عصبانیت ماندم .
از دست همسرم که به جای یک و نیم کیلو میرود سبزی سوپری میخرد و بوی پلاسیدگی اش را که نمی فهمد ، از شکل سبزی ها هم متوجه نمی شود !!
یک لحظه خواستم همان جا گوشی تلفن را بردارم زنگ بزنم که حالا وسط این کارها من از کجا بروم سبزی خوردن بخرم و یک دعوای بزرگ راه بیاندازم ...
بعد بی خیال شدم توی ذهنم کمی جیغ و داد کردم و بعد با خودم فکر کردم : شب که آمد یک تذکر درست وحسابی میدهم

بعد به خودم گفتم : خوب شد زنگ نزدی ! شب که آمد هم نرم تر صحبت کن ...
نیم ساعت بعد به این نتیجه رسیدم که اصلا اتفاق مهمی نیفتاده ارزش ندارد همسرم را به خاطرش سرزنش کنم یا غرغر کنم و درباره اش صحبت کنم
حالا مگر چه شده؟! یک خرید اشتباهی ، همین ...
دم غروب ، همین منی که میخواست گوشی تلفن را بردارد و آسمان و زمین را به هم بریزد که چرا سبزی پلاسیده خریدی ؟؟؟ آرام گفتم :

راستی سبزی هاش پلاسیده بود . یادمون باشه از این به بعد خواستیم سبزی سوپری بخریم فقط تاریخ اون روز باشه ...
تمام .
همسرم هم در ادامه گفت : آره عزیزم میخواستم از سبزی فروشی بخرم ، بعد گفتم تو امروز خیلی کار داری وخسته ﻣﻴﺸﻲ ، دیگه نخواد سبزی هم پاک کنی ...

آن شب سر سفره سبزی خوردن نگذاشتم و هیچ اتفاق عجیب و غریبی هم نیفتاد
مکث را تمرین کردم ... و ﺑﻪ همسرم عاشقانه تر نگاه میکردم .وفهمیدم اگراونموقع زنگ میزدم امکان داشت روزقشنگم تبدیل بشه به یک هفته قهر ...

بعضی از ماها بدون اینکه بدونیم یا بخواییم یک لحظه ناراحتیمون تبدیل میشه به یک عمر قهر ...
قدر لحظه های با هم بودنمون رو بیشتر بدونیم ...



دو شنبه 26 آبان 1393برچسب:, :: 19:20 ::  نويسنده : نعیمه

دلا فرزانگی کردن مهم است ***
خدا را بندگی کردن مهم است
چه مدت زندگی کردن مهم نیست ***
چگونه زندگی کردن مهم است
دلا این زندگی جز یک سفر نیست ***
گذرگاه است و راهش بی خطر نیست
چو خواهی با صفا باشی و صادق ***
به جز راه خدا راهی دگر نیست
غم بیچارگان خوردن مهم است ***
دلی از خود نیازردن مهم است
چه مدت زندگی كردن مهم نیست ***
چگونه زندگی کردن مهم است
دلا با نفس جنگیدن مهم است ***
عیوب خویش را دیدن مهم است
خطا باشد ز مردم عیب جویی ***
خطای خلق بخشیدن مهم است
دلا درد آشنا بودن مهم است ***
به مردم عشق ورزیدن مهم است
””چه مدت زندگی کردن مهم نیست
چگونه زندگی کردن مهم است ""



دو شنبه 12 آبان 1393برچسب:, :: 22:58 ::  نويسنده : نعیمه

باران حالا چرا؟

داری از قصد میزنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشه ی من
 
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من
 
تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی
 
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
 
روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد
 
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد
 
مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
 
باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
 
مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
 
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمانها گرفت بارش تیر
 
تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
 
باتوام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟
 
وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود
 
تو اگر در میانمان بودی
شاید الان عمویم اینجا بود
 
رحمت و عشق از تو می بارید
قبل ترها چه باوفا بودی
 
باتوام ای حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟!....



چهار شنبه 7 آبان 1393برچسب:, :: 20:25 ::  نويسنده : نعیمه

.
اصلاً حسين جنس غمش فرق می كند

اين راه عشق ، پيچ و خمش فرق می کند !

شاعر شدم برای سرودن برايشان

اين خانواده محتشمش فرق مي‌كند !

صد مرده زنده می‌شود از ذكر يا حسين

عيسای خانواده دمش فرق مي‌كند !

از نوعِ ويژگیِ دعا زير قُبّه‌اش

معلوم می‌شود حرمش فرق می‌كند !

تنها نه اينكه جنسِ غمش ، جنس ماتمش

حتّی سياهیِ علمش فرق مي‌كند !

با پایِ نيزه رویِ زمين راه می‌رود

خورشيد كاروان قدمش فرق می كند !

من از "حسینٌ منّي" پيغمبرِ خدا

فهميده‌ام حسين همه‌اش فرق می‌كند !

علی زمانیان



سه شنبه 6 آبان 1393برچسب:, :: 8:5 ::  نويسنده : نعیمه

دلم پراست!!!

 

انقدر پر...

  

که گاهی اضافه هایش ازگوشه ی چشمانم می چکد!!!



سه شنبه 22 مهر 1393برچسب:, :: 14:3 ::  نويسنده : نعیمه

سر تا پایم را خلاصه کنند
         می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان‌
یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
                  برای" نهایت"
                  برای" شرافت"
                  برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
                  " نفس کشیدن "
                  " دیدن "
                  " شنیدن "
                  " فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
                  برای" قرب "
                  برای" رجعت "
                  برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
                  به" انتخاب "
                  به" تغییر "
                  به" شوریدن "
                  به" محبت "
وای بر من اگر قدر ندانم…



دو شنبه 14 مهر 1393برچسب:, :: 19:27 ::  نويسنده : نعیمه

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ
ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ
ﺍﻣــــﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ،
ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،
ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ
ﺟﺰ ﺑﻲ ﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ
ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻥِ ﺩﻟﻲ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ،
ﺧــــﺪﺍﻱِ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎﺳﺖ.
ترجیح می دهم باکفش هایم درخیابان راه بروم وبه خدافکرکنم تااین که در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکرکنم.



دو شنبه 14 مهر 1393برچسب:, :: 19:26 ::  نويسنده : نعیمه

پرندگان به برکه های آرام پناه می برند و انسانها به دلهای پاک..
زیرا دلهای پاک چون برکه های آرامند ،
بی انتها و قابل اعتماد و دیگران بدون هیچ وحشتی به آنها اعتماد می کنند ..
پس خوشا به حال کسی که مایهٔ آرامش دیگران است...

 



صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 8 صفحه بعد