نم نم بارون
 
 
یک شنبه 23 تير 1392برچسب:, :: 21:41 ::  نويسنده : نعیمه
اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت ... 
   دلگير مباش که نه تو گناهکاري نه او
آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانيت تو را به زيباترين معصوم دنيا تبدیل مي‌کند
   پس خود را گناهکار مبين
    من موسایی می شناسم که صدها غریق را نجات داد ویکی شکرگزارش شد!!!
   من عيسي نامي را ميشناسم که ده بيمار را در يک روز شفا داد و تنها يکي سپاسش گفت!!!
    من محمدی را می شناسم که هزاران تاریک زده را روشنایی داد و یکی قدردانش بود!!!
   من خدايي ميشناسم كه ابر رحمتش بر زمين و زمان باريده يکي ازهزار سپاسش مي گويند!!!
 
   پس مپندار بهتر از آنچه موسی وعيسي و محمد و خدايش را سپاس گفتند از تو براي مهربانيت قدرداني کنند.
   پس از ناسپاسي هايشان مرنج و در شاد کردن دلها همچنان بکوش که اين روح توست كه با مهرباني آرام مي گيرد.
   تو با مهر ورزيدنت بال و پر ميگيري ...
   خوبي دليل جاودانگي تو خواهد شد ...
   پس به راهت ادامه بده!
   دوست بدار نه براي آنکه دوستت بدارند ...
   تو به پاس زيبايي عشق ، عشق بورز و جاودانه باش...
 


دارم راه برگشتو گم می کنم
به بن بست رسیدم بگو من کجام
میخوام حس کنم باز نزدیکمی
بگو از کدوم جاده سمتت بیام
من این روزا حال و روزم بده
به هرکی که شد غیر تو رو زدم
فقط از یه دنیا تو موندی برام
مبادا تو هم رو بگیری ازم

باید راهی سمت تو پیدا کنم
که این تنها راه نجات منه
میترسم یه روزی به سمتت بیام
که پل های پشت سرم بشکنه
میدونم میتونم که پیدات کنم
میدونم دل من به این دلخوشه
من هرجای دنیا برم باز هم
یه حسی منو سمت تو میکشه



چهار شنبه 19 تير 1392برچسب:, :: 19:9 ::  نويسنده : نعیمه

خدایا گفتم دست خالی زشته بیام مهمونی، دست پر اومدم، دستی پر از گناه...چشمی پر از امید...

 بمونم یا برگردم؟.....

 

التماس دعا